نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 516
افراد در اجتماع محفوظ بماند ، و امكان نجات ايشان از مهلكه هاى ناكامى و ستم كشى و استثمار فراهم آيد . و لازم است كه افرادى از اين گروهها ، كه به عضويّت احزاب يا مجالس قانونگذارى درمىآيند ، درست از متن آنان باشند ، يعنى از كسانى كه خود دردهاى ناكامى و تحمّل فشار نادارى را چشيدهاند و با آن زندگى كردهاند ؛ تنها اين گونه كسان مىتوانند با جستجوى راههاى مناسب و هموار كردن آنها به از بين بردن آثار نكبت بار استضعاف ( در اشكال گوناگون آن ) و فقر توفيق حاصل كنند ، نه آن توانگرانى كه به نام حمايت از مستضعفان خود را در اين گونه مجالس وارد مىكنند ، و مقصودشان - در اغلب اوقات - بهره برداريهاى شخصى و خصوصى است ، و نه آن كسان كه پس از رسيدن به فرصت تغيير مىكنند . فايده از طريق محمّد بن مسلم ثقفى كوفى ، از معصوم « ع » رسيده است كه « الفقير ، الَّذي لا يسأل ، و المسكين الَّذي هو أجهد منه ، الَّذي يسأل [1] ( 1 ) فقير ، كسى كه درخواست نمىكند . مسكين كسى است كه وضع بدترى دارد و درخواست كمك مىكند » . راغب اصفهانى مىگويد : « گفتهاند : مسكين كسى است كه هيچ چيز ندارد ، و از فقير بدبختتر است » . [2] پس كسانى هستند كه با وجود فقر و تنگدستى چيزى درخواست نمىكنند . و اين دسته تكليف سختترى بر دوش جامعه و توانگران مىگذارند .