responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي    جلد : 4  صفحه : 387


بىوساطت كسى ، بلكه از روى اكرام - به تو داد ، ( 1 ) كه حق مرا از دشمنم بگيرى كه بسيار ستمگر و ظالم است ؛ نه احترام پير سالخورده را نگاه مىدارد ، و نه بر طفل خردسال رحم مىكند . امام به پشتى تكيه داده بود ، پس راست نشست و فرمود : « دشمن تو كيست تا دادت را از او بگيرم ؟ » گفت : فقر . ساعتى سر بر سينهء خم كرد و چيزى نگفت ، سپس سر به جانب خادمش بلند كرد و فرمود : « هر چه نزد تو است بياور » . او پنج هزار درهم آورد . فرمود : « اينها را به او بده » ، سپس گفت : « به حق اين سوگندهايى كه براى من خوردى ، هر وقت كه اين دشمن جفاكار نزد تو آمد ، بايد براى رفع ظلم او نزد من بيايى » .
ى - اندوه شب ، خوارى روز 18 - النّبيّ « ص » - فيما رواه الإمام الصّادق « ع » ، عن آبائه : إيّاكم و الدّين ، فإنّه همّ باللَّيل ، و ذلّ بالنّهار . [1] پيامبر « ص » - به روايت امام صادق « ع » ، از پدرانش : بپرهيزيد از بدهكارى ، كه مايهء اندوه شب است و خوارى روز . 19 - الإمام الصّادق « ع » : الدّين غمّ باللَّيل ، و ذلّ بالنّهار . [2] امام صادق « ع » : وامدار بودن غم شب است و ذلَّت روز .



[1] « علل الشرائع » 2 / 527 .
[2] « تحف العقول » / 264 .

387

نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي    جلد : 4  صفحه : 387
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست