نام کتاب : الحياة ( فارسي ) نویسنده : علي حكيمي جلد : 4 صفحه : 230
انباشتن طلا و نقره به كار بردند ، بايد توجّه كرد به معناى « تبّ » و مفهوم آن ، و واقعيّت طلا و نقرهء انباشته و طبيعت اين دو . « تبّ » ( با تاى مفتوح و باى مشدّد ) به معنى نابودى ، خسران و زيانكارى و استمرار در آن است ، چنان كه در « مفردات » در معنى آن آمده است : « التّبّ و التّباب ، الاستمرار في الخسران [1] - پيوسته در زيانكارى بودن و به آن ادامه دادن » ، پس « تبّا له » ، يعنى : « نابود باد . . . » ، يا : « هماره در زيان باد » . و خسران و هلاكت از آثارى است كه به دنبال سيم و زر فراوان انباشته و ثروتمندى مفرط نصيب آدمى مىشود . و خسران ياد شده هم نفس آدمى را در خود فرو مىبرد ( * ( قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ) * [2] - ( 1 ) خويشتن خويش را زيان كردند ( و از دست دادند ! ) . . . * ( وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِه ) * [3] . . . ( 2 ) هر كس بخل ورزد با خود بخل ورزيده است ) ، و هم جامعه را فرا مىگيرد ، و آن را به بىبند و بارى و سقوط مىكشاند * ( أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ ) * ، ؛ پس جمع كردن مال و انباشتن طلا و نقره ، فرهنگ و اخلاق و اقتصاد و سياست و حاكميّت را - در هر جا - به پرتگاه سقوط مىشكاند ، و مردمان را گرفتار مهلكه اى مىسازد كه رهايى از آن ميسّر نيست ؛ اين است كه تعبير « تبّا . . . » ، در كلام نبوى ، مشتمل بر درياى ژرفى از معنى است ، كه به واقعيّت زيانبخش و مهلك زردوستى از يك سو ، و حكمت ممنوع بودن زراندوزى از سويى ديگر اشاره مىكند . و بدينسان نشانه هاى نظام تكاثرى اترافى و سرانجام نابوده شوندهء آن خوب متبلور مىشود . 5 - محتواى تربيتى « آيهء كنز » : محدّثان در بارهء تفسير « آيهء كنز » ، حديثى از امام جعفر صادق « ع » نقل كردهاند كه داراى معنايى عام و عميق است در بارهء ساختن اجتماع و برپاداشتن قسط و عدل . اگر در