responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول )    جلد : 3  صفحه : 457


مسجد را گچ مىمالند بان گچ آيا سجده بر آن مىتوان كرد حضرت به خط مبارك خود نوشتند كه به درستى كه آب و آتش آن را تطهير داده است اگر نجس شده باشد و چون راوى دغدغه كرده است كه عذره و استخوان حيوانات نيز نجساند چون مرده‌اند و استخوان ملاصق گوشت ايشان كه نجس بوده است نجس شده است و خاكستر اينها در ميان گچ مىماند پس مىبايد كه مسجد نجس شده باشد و مع هذا سجده بر آن مىكنند حضرت فرمودند كه نجاستش معلوم نيست چون عذره خشك را بر روى گچ مىريزند و چون سوخت به استحاله پاك مىشود و همچنين استخوان و چون احتمال دارد كه بعضى از عذره تر باشد يا چون آتش در آن افتد آبى از آن جدا شود و بر گچ ريزد يا از جهة محض توهم همين بس است كه آب در گچ مىكنند آن نجاست موهوم را پاك مىكند و همچنين گچ آتش ديده است نجاست موهوم آن زايل شده است و يا آن كه چون گمان داشته است كه خاكستر نجس نجس باشد حضرت فرموده است كه آن پاك است زيرا كه هر گاه خاكستر شود نجاست پاك مىشود مع هذا آب در گچ كرده‌اند هر چند به قصد تطهير آن نكرده باشد چون در ازاله خبث نيّت در كار نيست و فى الحقيقه اين آب بمنزله رشّى است كه بر زمين محتمل النجاسة مىريزند و جمعى از اين حديث استدلال كرده‌اند كه در مثل پختن گچ هر گاه آتش مطهر باشد پس آجر و سفالى كه از كل نجس ساخته باشند پاك شود به پختن و اين استدلال ضعيف است چون نجاست اين گچ ظاهر نيست ظاهرش آنست كه تطهير بمعنى تنظيف باشد پس استدلال نتوان كرد بر نجاست متيقن به اين خبر بلى اگر توهّمى باشد كه آجر را از كل نجس خشت زده باشند آن توهّم به پختن زايل مىشود به اين حديث و الله تعالى يعلم و چون غالب اين بوده است كه از استخوان حيوانات غير آدمى گچ را مىپخته‌اند حضرت نفرمودند كه

457

نام کتاب : لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي المجلسي ( الأول )    جلد : 3  صفحه : 457
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست