جهت مقدّم داشتيم . بدان كه : جزيه ، مالى يا خدمتى است كه يهود و نصارى و مجوس ، به امام عليه السّلام ، يا نائب امام ردّ مىكنند ( 1 ) كه در دار الإسلام ساكن شوند و در امان باشند . پس در اين زمان ، امر ايشان با مجتهد است . پس مجتهد مىگويد : « أقررتك على ما أنت عليه إلى سنة به شرط تأديتك إليّ الجزية المعيّنة و التزام أحكام الإسلام » . يعنى : واگذاشتم تو را بر آن طريقه كه دارى ، تا به يك سال ، به شرط اين كه به ما ردّ نمائى جزيه معيّنه را ، كه يك تومان اشرفى هجده نخودى باشد ( 2 ) . و اين كه گردن بكشى جميع احكام اسلامى را ، كه از براى اهل ذمّه است ، مثل اين كه علانية معاصى را از شراب خوردن و قمار باختن و ساز زدن و شنيدن و روزه خوردن و خوك نگاه داشتن و مانند اينها را نكنى . پس او مىگويد : ( 3 ) « قبلت اقرارك لي على ما أنا عليه إلى سنة به شرط تأديتى