كه از جملهء مبغضين آن بزرگوار بود و لكن از شقاوت اهل كوفه كه استدعاء بقاء وى بر قضاوتى كه در زمان عثمان داشت نمودند ، حضرت او را به حال خود گذاشت و لكن شرط كرد كه هر مرافعه را كه تمام كرد ، حكم ندهد تا به آن حضرت عرض كند كه اگر حقّ باشد حكم بدهد و الَّا فلا . روزى به او فرمود كه : « يا شريح قد جلست مجلسا لا يجلس فيه الَّا نبىّ او وصىّ او شقىّ » . يعنى : اى شريح بتحقيق كه نشستهاى در مجلسى كه ننشيند در او [ آن ] ، مگر پيغمبر و يا وصىّ پيغمبر و يا شقىّ . و در مقبولهء عمر بن حنظله ، امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود كه : هر چه به حكم قاضى باطل ، گرفته شود حرام است ، اگر چه حقّ آن شخص ثابت باشد در واقع ، مگر مجتهد جامع الشرائط كه او را پيغمبر و أئمّه عليهم السّلام ، نايب خود كردهاند . هم چنان كه در آخر اين حديث ، عمر بن حنظله به آن حضرت عرض كرد : پس چه بكند متخاصمين ؟ فرمود : « ينظر إلى من كان منكم » قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا ( 1 )