به خمس حاصل آنها كه از تو باشد . پس عامل فورا بگويد : « قبلت المساقاة على هذه الأشجار إلى سنة به خمس من حاصلها » . يعنى : قبول كردم آب دادن و تربيت نمودن اين درختها را تا به يك سال ، به خمس ( 1 ) حاصل آنها كه از براى من باشد . و در اينجا احدى قبول فعلى را قائل نشده است و علَّامهء مرحوم در كتاب تذكره « عاملتك ( 2 ) و سلَّمت إليك » ( 3 ) و اشباه اينها را به عوض « ساقيتك » ، جايز دانسته است و احوط ( 4 ) ترك است . و در قواعد « صالحتك » را نيز تجويز فرموده است و او [ آن ] نيز خارج از مساقات است ، زيرا كه صلح عقدى است مستقلّ . بلكه « عقدت معك عقد المساقاة » را نيز در تذكره تجويز فرموده و او [ آن ] قطعا جايز نيست . زيرا كه مراد از « عقدت » يا عقد لغوى است ، يعنى : گره بستم با تو گره مساقات را كه امرى است لغو . و يا عقد اصطلاحى ، كه ايجاب و قبول باشد . و آن لغوتر است . زيرا كه ايجاب و قبول كردم با تو ايجاب و قبول مساقات را ، نه مجاز است از معنى مساقات ( 5 ) و نه حقيقت .