و يا درخت گل سرخ و زرد و مانند اينها را كه به او [ آن ] محسوب مىشود [ مانند بوتهء زرشك كه با زرشك محسوب مىشود ] يا درخت توتى را كه ميوه ندارد و لكن برگش مقصود است از براى دود [ كرم ] ابريشم ، به آب دادن و بريدن خشكيها و حفظ نمودن از دزد و حيوانات تا آن كه چيده شود به حصّهء معيّنه از حاصل آنها ، و در حقيقت قسمى است از باغبانى ( 1 ) و چون كه در ولايت حجاز كه وطن رسول خدا صلَّى الله عليه و آله بود ، نخل و اشجار را با دلو آب مىدهند و آن مشكلترين خدمات اشجار بود ، از اين جهت اسم معامله را از سقى مشتق نمودهاند ، نه از ساير اعمال وى [ آن ] . پس از باب تسميه كلّ به اسم عمده اجزاء است ( 2 ) . و شرط است در اين معامله كه ( 3 ) بر اصول ثابتهء مثمره واقع شود . پس