زمين را ، از براى تو در يك سال به اين كه خمس حاصلش ، از من باشد . و بعضى از علماء ما در قبول ، فعل را كافى دانستهاند و فرمودهاند كه اگر بعد از ايجاب ، عامل مشغول زراعت شود ، عقد مزارعة لازم مىشود و محتاج به قبول لفظى نيست و اين قول ضعيف است ( 1 ) . و همين كه صيغه مزارعه تمام شد ، عامل مخيّر است ( 2 ) كه هر بذرى را صلاح داند در آن زمين زرع نمايد و جايز است كه در ضمن عقد شرط نمايند بذر معيّنى را مثل گندم و جو و مانند آنها و همچنين زمان آب را مثل اين كه در هر ماهى يك دفعه آب بدهد و مانند اينها . و همچنين جايز است كه شرط كنند در ضمن همين عقد يا عقد ديگرى مرغ و عمله و هيزم و بار آوردن به خانهء صاحب زمين ( 3 ) و مانند اينها را . اما