كفيل واجب مىشود كه او را به حسب شرط خود كه هر وقت و يا تا به فلان مدّت ، احضار نمايد . پس اگر احضار نكند ، بايد آن دينى را كه در ذمّهء او بود ، كفيل از خود به مكفول له تسليم نمايد . و اگر قصاص است ( 1 ) ، به عوض وى ديه بدهد . بلى اگر مكفول له طلب نكرد مكفول را تا وفات كرد ، كفيل بريء الذّمه مىشود از غرامت . و اگر مكفول له طلب نكرد مكفول را تا اين كه بدون تقصير وى در حفظ وى ، از كفيل فرار كرد و يا صاحب تسلَّط شد به حدّى كه كفيل را قدرت بر احضار او نشد ، پس سه قول در وى [ آن ] هست : يكى : آن كه مخيّر است كه يا احضار وى نمايد ( 2 ) و يا غرامت بكشد حقّى را كه بر او است . دوّم : آن كه مثل فوت است كه كفالت باطل مىشود . و سيّم : آن است كه واجب است بر مكفول له صبر نمايد تا اين كه آن مانع زائل شود و اگر زائل نشد تا مكفول وفات نمود ، كفالت باطل است و الَّا فلا . و اين قول اظهر است . و در حكم كفالت است : گريزانيدن ( 3 ) مديون را از دست ربّ الدّين و