كه دو درهم يك مثقال صيرفى و نصف عشر مثقال مىشود زيرا كه عشر بيست و چهار نخود دو نخود و چهار عشر است پس نصف آن يك و دو عشر مىشود كه زيادتى دو درهم بر يك مثقال بود زيرا كه دانستي كه دو درهم بيست و پنج نخود و يك عشر نخود بود و از اينجا نيز معلوم شد كه مثقال شرعى هيجده نخود است زيرا كه به قاعده تحويل درهم بمثقال شرعى سه سبع دوازده نخود و نصف و عشر نخود چهار نخود و نيم و نه عشر نخود مىشود پس بر دو از دو نصف و عشر افزوده مىشود هيجده نخود مىشود و نيز معلوم شد كه يك روپيه متداول در اين ازمنه زيادتر است از يك مثقال صيرفى بدو نخود زيرا كه روپيه بيست و شش نخود است و نيز زيادتر است از يك مثقال شرعى بهشت نخود و در كتاب مقامع مسطور است كه يك درهم مقابل چهارده غاز بيكي حويزه است هر كاه حويزه را بيست غاز بيكي فرض از عبّاسى اين زمان كه برابر يك مثقال صرّافست بيست و يك غاز بيكي مىشود بر تقديرى كه عبّاسى چهل غاز بيكي باشد . و مرحوم