بايد ملاحظه كرد نسبت آن را با عدد چهارم و هكذا پس چون جميع اين اعداد در همان عدد توافق داشته باشند اين اعداد متوافقه خواهند بود مثلا شانزده و بيست و سى و شش و چهل و دو چون دو عدد اول را ملاحظه كرديم متوافق بودند در چهار زيرا كه مفنى هر دو است پس چهل را ملاحظه كرديم با عدد سيم كه سى و شش باشد تداخل داشتند زيرا كه چهار را كه از سى و شش مرّاتى كم كني چيزى نمىماند پس در چهار نيز وفق دارند باين معنى كه متوافقند به ربع چنانكه دانستي پس چون چهار را با عدد رابع ملاحظه كرديم دو را عدد مشترك فيه يافتيم زيرا كه بعد از اسقاط چهار از چهل و دو به مرّات دو مىماند پس معلوم شد كه اقل عددي كه اين چهار عدد را فاني مىكند دو است پس توافق اين اعداد بكسر دو است كه نصف باشد و على هذا القياس مقدّمه ثانيه . در بيان درهم و دينار و دانق و طسوج و قيراط و نحو ذلك است فصل [ دينار ] بدان وفّقك الله كه جمعي از علماي خاصّه و عامّه