و ان تألف منه الاعداد كما ان الجوهر الفرد عند مثبتيه ليس بجسم و ان تألَّفت منه الاجسام و بالجمله مراد به اقل غير واحد است مثال متداخلين دو و شش چون سه دفعه دو را از شش كم كني ديگر چيزي باقي نيست و ميزان معرفت تداخل آن است كه عدد اكثر را بر اقل قسمت نمائي و بعد از قسمت جز خارج قسمت چيزي باقي نماند مثلا اگر شش را دو قسمت نمائي قسمتي سه مىشود كه خارج قسمت است زيرا كه اكثر عددي كه ممكن است كه آن را در مقسوم عليه كه دو است ضرب نمائي و حاصل ضرب زيادتر از مقسوم نباشد همان سه است و هم چنين اگر بيست را بر چهار قسمت نمائي آن عدد كه ممكن است ضرب در چهار بوصف مذكور پنج است كه خارج قسمت است كه ديگر چيزى باقي نمىماند و هم چنين است اگر بيست را بر دو قسمت نمائي پس ما بين چهار و بيست و ما بين دو و بيست تداخل است و فقها متداخلان را متوافقان نيز مىگويند بجهت توافق اين دو در كسري از كسور و در جمله از عبارات ايشان تقييد مىكنند