و اين كه ذكر كرده است كه صاع باين حساب نزديك به دو برابر صاع مشهور است بجهت آنست كه چون سه عشر دو هزار و صد كه ششصد و سى باشد كم شود هزار و چهار صد و هفتاد مىماند و چون ربع آن كم شود كه سيصد و شصت و هفت و نيم باشد باقي مىماند هزار و صد و دو عدد و نيم كه مثاقيل صيرفيه است پس قريب است به يك من شاهى عبّاسى بعبارة اخرى قدر كمي كمتر است از يكمن شاهى عبّاسى و صاع مشهور نيم من شاهى عبّاسى بود مع چهارده مثقال و ربعى و از اينجاست كه در زاد المعاد مىفرمايد كه احوط اخراج يكمن شاهى است و نيز مجلسى ره در موضعى ديگر از اين رساله مىفرمايد كه و على خبره أي خبر المروزي يحصل الاختلاف في الرطل ايضا به سبب اختلاف مقدار الصّاع اذ ورد فى الاخبارات الصّاع تسعة ارطال بالعراقي و ستة