چهل و چهار من مىشود مگر چهل و پنج مثقال زيرا كه پنج بيست و هشت من صد و چهل من و پنج نيم من دو من نيم و پنج صد درم يكمن و صد كه مجموع سه من و سه چهار يك باشد و پنج هفده درم هشتاد و پنج درم مىشود و پنج سه خمس پانزده خمس است كه عبارت از سه مثقال بوده باشد و بعبارة اخرى هر درمى سه مثقال و خمس مثقال مىشود پس مجموع هشتاد و پنج درم است مع سه مثقال كه بعبارة اخرى صد درم است مگر چهارده درم و خمس مثقال پس حاصل مجموع صد و چهل و چهار من شد مگر چهارده درم و خمس مثقال كه چهل و پنج مثقال است فصل در تحديد نصاب غلَّات است بمن شاهى عبّاسى كه هزار و دويست مثقال صيرفى باشد چون معلوم شد كه عدد مثاقيل نصاب صد و هشتاد و چهار هزار و دويست و هفتاد و پنج مثقال صيرفى است پس قسمت نما همين عدد را بر هزار و دويست كه عدد مثاقيل صيرفيّه من شاه عبّاسى است و صورت قسمت گذشت و معلوم شد