و خارج قسمت عدد من است و باقي كه ششصد و هفتاد و پنج باشد كسر است و ششصد مثقال نصف من است و هفتاد و پنج مثقال نصف ثمن من است زيرا كه ثمن هزار و دويست صد و پنجاه است و نصف آن هفتاد و پنج است فصل در تحديد نصاب غلَّات است به منّ شاهى متعارف در اين زمان كه هزار و دويست و هشتاد مثقال صيرفى است چون دانستى كه عدد مثاقيل صيرفيه نصاب غلَّات صد و هشتاد و چهار هزار و دويست و هفتاد و پنج مثقال صيرفى است پس قسمت نما همين عدد بر هزار و دويست و هشتاد كه عدد مثاقيل صيرفيّه من اين زمان است حاصل قسمت همان عدد من نصاب غلَّات است پس چون قسمت نموديم خارج قسمت صد و چهل و سه شد و باقي قسمت هزار و دويست و سى و پنج مثقال شد كه يكمن شاهى مىشود مگر چهل و پنج مثقال پس حاصل قسمت صد و چهل و چهار من شاهى است به استثناى چهل و پنج مثقال و به خروار بيست منى