هر شاهى بر اين حساب دو نخود است الا عشري و بدان كه چهل درهم بيست و هشت مثقال شرعى است زيرا كه سه عشر چهل دوازده است كم مىشود و بيست و يك مثقال صيرفى است زيرا كه ربع بيست و هشت هفت است كم مىشود و بدان كه ريال و قران و هزار دينار كه در اين جا گفته مىشود مراد يكى است اگر چه بحسب متعارف اين زمان يك قران و پنج شاهى است فلا تغفل تتمّة روايت كرده است محمد بن يعقوب كليني ره در كتاب كافي بسند خود از حبيب خثعمي كه گفت نوشت ابو جعفر منصور به محمد بن خالد كه عامل او بود بر مدينه اين كه سؤال نمايد اهل مدينه را از پنج درهم در زكاة از دويست درهم چگونه كرديد هفت درهم و اين در عهد رسول خدا ( ص ) نبود و مخصوص گردانيده بود بذكر در كسانى كه از ايشان سؤال شود عبد الله بن الحسن و جعفر بن محمد الصّادق ( ع ) را پس محمد بن خالد سؤال كرد اهل مدينه را پس گفتند كه يافتيم كسانى را كه پيش از ما بود بر همين يعني زكاة دراهم را هفت درهم مىدادند پس فرستاد به سوى