و چون ضرب نمائي بيست و چهار را بر صد و پنج مطابق مىشود با دو هزار و پانصد و بيست و در كتاب منهاج العارفين است كه نصاب اوّل نقره دويست درهم است كه صد و پنج مثقال صيرفى است كه بحساب ريال صاحب قراني اين زمان هفت تومان رايج است و زكاتش پنج درهم است كه چهل يك است و بحساب اين زمان سى و پنج شاهى رايج است كه يك صاحب قران و سه ربع صاحب قران است و نصاب دويّم چهل درهم است كه بيست و يك مثقال صيرفى است كه چهارده صاحب قران است و يك درهم هفت شاهى رايج است و ده درهم سه هزار و پانصد است كه سه صاحب قران و نصف باشد پس قران در آن زمان سى و شش نخود بوده است زيرا كه هفت تومان هفتاد قران مىشود و چون قسمت نماييم دو هزار و پانصد و بيست كه عدد حمّصات دراهم نصاب است بر هفتاد كه عدد قران هفت تومان است خارج قسمت سى و شش مىشود و صورت قسمت اينست