يك ثمن است كه باقي مانده است و چون اين مجموع را به حاصل سابق افزودي صد هزار و چهار صد و پنجاه و شش مىشود مع يك ثمن و اگر بخواهي بدانى كه اين عدد از مثاقيل چند من شاهى عبّاسى است پس قسمت نما آن را بدو هزار و دويست كه عدد مثاقيل من شاهى عبّاسى است پس خارج قسمت هشتاد و سه من شد و باقي قسمت هشتصد و پنجاه و شش و يك ثمن شد و شش صد مثقال آن نصف يكمن است پس دويست و پنجاه و شش و يك ثمن باقي مىماند و صورت قسمت اين است و اگر بخواهي بدانى كه اين عدد چند من شاهى متعارف