در يك وجب بود و آن دو هزار و سيصد و چهل و سه مثقال صيرفى اب مىگرفت پس بنا بر مذهب مشهور در مساحت كه كر سه وجب و نيم در سه وجب و نيم در سه وجب و نيم باشد بايد كر صد هزار و چهار صد و پنجاه و شش مثقال و ثمن مثقال باشد و بمن شاهى جديد هشتاد و سه من و نيم من و دويست و پنجاه و شش مثقال و ثمن مثقال مىشود و بنا بر مذهب قميين كه سه وجب در سه وجب در سه وجب باشد بايد كر شصت و سه هزار و دويست و شصت و يك مثقال باشد و به منّ شاهى پنجاه و دو من و نصف من و دويست و شصت و يك مثقال مىشود و بنا بر ظاهر جز اسماعيل بن جابر كه ذراع و شبر در ذراع و شبر در دو ذراع باشد كه هفتاد من و ربع من و چهل و هشت مثقال مىشود كه مجموع هشتاد و چهار هزار و سيصد و چهل و هشت مثقال صيرفى مىشود و هذا قريب مما قدّرنا من الارطال العراقية يعني اين تقدير نزديك است بتقدير كه به هزار و دويست رطل