ديگر مقسوم عليه را نقل نموديم پس اكثر عدد را دو يافتيم پس آن را در يك ضرب كرديم دو شد از دو كم كرديم و محو نموديم پس در دو ضرب كرديم چهار شد و از هشت محاذى كم كرديم چهار باقي ماند و عمل تمام شد پس خارج قسمت صد و دو شد و آن چه باقي ماند چهار صد و پنجاه بود كه سه ثمن از يكمن شاهى است زيرا كه ثمن او صد و پنجاه است و اين است كه مجلسى ره در رساله اوزان مىفرمايد و اذا حملنا الرطل على المدني فعلى المشهور يكون الكر مائة من و منين و ثلاثة اثمان من بالمنّ الشاهي و چون از پيش دانستي كه عدد مثاقيل ارطال كر بنا بر قولى كه هر رطلى صد و بيست و هشت درهم و چهار سبع باشد هشتاد و يك هزار مثقال صيرفى بود كه حاصل است از ضرب هزار و دويست كه عدد ارطال كر است در شصت و هفت و نيم كه عدد مثاقيل صيرفيه رطل است بنا بر اين قول و ضرب شبكه آن صورتش اين است