فصل در تحديد كر است بوسق و چون دانستي كه وسق شصت صاع است و هر صاعى نه رطل پس وسق پانصد و چهل رطل است كه حاصل است از ضرب نه در شصت لهذا هزار و هشتاد رطل موافق است با دو وسق باقي ماند صد و بيست تا موافق شود با هزار و دويست كه عدد ارطال كر است و چون صد و بيست نسبت به پانصد و چهل كه عدد ارطال وسق است دو تسع است زيرا كه نه شصت پانصد و چهل مىشود پس دو شصت كه صد و بيست است دو تسع مىشود لهذا كر بحساب وسق دو وسق و