پس چهار را در دو ضرب كرديم هشت شد از يسارش كه بصورت ده بود كم كرديم دو باقي ماند آن را ثبت كرديم و ده را محو نموديم و عمل تمام شد و ديگر حاجت به نقل مقسوم عليه نيست زيرا كه باقي كمتر از مقسوم عليه است پس خارج قسمت همان چهار شد كه در حقيقت چهل است و بعبارة اخرى چهل شبر است و آن چه باقي ماند بيست و نه جزء است از سى و دو جزء كه هفت ثمن و ربع ثمن آنست زيرا كه ثمن سى و دو چهار است و هفت چهار بيست و هشت است و ربع ثمن يك عدد است پس مجموع بيست و نه مىشود و اين جمله بنا بر قول مشهور بود و امّا اگر در هر يك از ابعاد ثلثه سه وجب را اعتبار نماييم حاصل ضرب بيست و هفت وجب خواهد شد زيرا كه از ضرب سه طول در سه عرض نه حاصل مىشود و از ضرب نه در سه عمق بيست و هفت حاصل است پس اگر حوضي باشد پنج وجب طول آن باشد و هر يك از عرض و عمقش دو وجب باشد كر نخواهد بود زيرا كه از ضرب پنج طول در دو