كه سه وجب و نيم باشد در عمق آن از زمين پس اين كرّ است از اب و در روايت حسن بن صالح ثويرى است بنا بر آن چه در استبصار است كه كر سه وجب و نيم عمق در سه وجب و نيم عرض در سه وجب و نيم طول است و در بعضى كتب فقره اخيره را ندارد و در روايت صفوان است كه سؤال كرد از آن حوضهائى كه ميانه مكه و مدينه است كه سباع و كلاب و حمير از آن مىنوشند و وارد آن مىشوند و جنب در آنها غسل مىكند فرمود قدر اب چيست عرض كرد كه تا نصف ساق و تا زانو فرمود از آن وضو بگير و در مرسله ابن مغيره تحديد شده است به حبّي از حبهائيكه در مدينه است و در روايت زراره است كه چون اب بيش از راويه باشد نجس نمىكند او را چيزى و در بعضى اخبار است كه چون اب بقدر قلَّتين باشد چيزي او را نجس نمىكند و قلَّه بضمّ قاف و تشديد لام مانند جرّه بزرگي است كه بقدر دو قريه يا بيشتر اب مىگيرد و از مغرب نقل شده كه قلَّه حبّ