مثاقيل است پس از اين جدول قسمت معلوم شد كه هر يكمن شاهى هيجده رطل و پنجاه و يك مثقال صيرفى و نصف مثقال است و ميزان اين عمل كه به خواهي بداني كه خطاء نشده است آنست كه اخذ نماييم ميزان خارج قسمت را بعد از اسقاط نه نه پس آن چه باقي ماند ميزان اوست و آن ميزان را ضرب نماييم در ميزان مقسوم عليه كه بعد از اسقاط نه نه باقي مىماند پس حاصل را نيز بعد از اسقاط نه نه ميزان آن را گرفته كه بقيّه باشد پس باقي را كه عبارت از كسر بود با او جمع نما و نيز نه نه اسقاط نما پس اگر آن چه باقي مانده است موافق است با ميزان مقسوم عمل صواب است مثلا در قسمت مذكوره خارج قسمت هيجده شد باين معنى كه يك بود و هشت بحسب صورت چون جمع كرديم نه شد پس قابل اسقاط نبود پس آن ميزان خارج قسمت بود پس نظر به مقسوم عليه كرديم بحسب صورت شش و هشت و يك ربع بود جمع كرديم چهارده و يك ربع شد نه از او اسقاط شد ميزان پنج و ربع شد پس نه را كه ميزان خارج قسمت بود كه در سابق بان اشاره شد در پنج ضرب كرديم