ضرب مىنموديم حاصل ضرب ما زايد بر مقسوم مىشد و نمىشد كه از مقسوم كم كرد لهذا هشت را عدد ثالث فرض كرديم زيرا كه او اكثر عددي است كه ممكن است او را در هر يك از مراتب مقسوم عليه ضرب كرد و از مقسوم نقصان نمود و فرض نكردن عدد نه نيز مثل ده مىباشد كه اگر ضرب در مقسوم عليه شود زايد مىآيد حاصل از مقسوم و نمىشود نقصان كرد و بالجمله پس عدد هشت معيّن شد لهذا او را ضرب كرديم در مقسوم عليه كه او را به جانب يمين نقل كرده بوديم به يك مرتبه پس از ضرب هشت كه عدد ثالث بود و در محاذى اوّل مرتبه از مقسوم عليه ثبت بود در شش چهل و هشت حاصل شد آحاد او را كه هشت باشد محاذى مضروب فيه نوشتيم و عشراتش را كه چهل باشد نقل بيسار كرديم و در تحت مقسوم كه بعد از محو و اثبات باقي مانده بود ثبت كرديم و چون مقسوم را فرض عشرات كرده بوديم يعني شصت او را فرض كرديم اگر چه در حقيقت ششصد بود و در مرتبه