هشتصد و نوزده مثقال مىشود زيرا كه سه عشر هزار سيصد است كم مىشود هفتصد مىماند و سه عشر صد سى است كم مىشود هفتاد مىماند و سه عشر هفتاد كم مىشود چهل و نه مىماند سى از چهل به هفتاد ضم شد صد شد و با هفتصد هشتصد مىشود و باقي نوزده حاصل است و مجموع هشتصد و نوزده مىشود و بحساب مثقال صيرفى ششصد و چهارده مثقال و ربع مثقال صيرفى مىشود زيرا كه ربع هشتصد دويست است و ربع نوزده چهار و سه ربع است زيرا كه نصف نوزده نه و نيم است و نيم دو ربع است پس نصف نه و نيم چهار و سه ربع مىشود و چون دويست و چهار و سه ربع از هشتصد و نوزده كم كردي باقي مىماند ششصد و چهارده مثقال و ربع مثقال پس يك صاع كه در زكاة فطر وارد شده است كمتر است از نيم من بوزن شاه متعارف در اين بلاد زيرا كه نيم من شاهى ششصد و چهل مثقال صيرفى است زيرا كه هر نيمي چهار پنجاه است و هر پنجاهي صد و شصت مثقال صيرفى است پس نيم من شاه زيادتر است از يك صاع به