و بعضى تصريح كرده اند كه يك قيراط سه حبه شعير است و هر حبه شعيرى سه حبّه برنج است و بعضى گفته اند كه قيراط سه حبه است و هر حبّه چهار برنج است و جمعي ذكر كرده اند كه يك دينار موافق است با بيست قيراط و بسياري از فقهاي ما رضوان الله عليهم در مسأله نصاب اوّل طلا ذكر كرده اند كه بيست دينار است و زكاة آن ده قيراط است پس تغيير كرده اند ده قيراط را بنصف دينار و گفته اند كه هر چه از بيست دينار زياد مىشود در هر چهار دينارى دو قيراط است پس تفسير كرده اند دو قيراط را به عشر دينار و ربع عشر چهار دينار زيرا كه چون بناي دينار را بر بيست قيراط گذاشتي ده يك آن دو قيراط مىشود و هر چهار دينارى هشتاد قيراط است و عشر آن هشت قيراط است و ربع هشت قيراط دو قيراط مىشود پس دو قيراط نسبت به يك دينار عشر مىشود و نسبت به چهار دينار ربع عشر مىشود و لكن لا يخفي كه اگر هر قيراطي را به سه حبه تحديد نماييم دينار شصت حبه شعير خواهد شد و اين موافق با حساب مشهور نخواهد بود كه شصت و