آن نقش نمايند و بلد ضرب و سنه ضرب را نيز نقش نمايند و امر نما كه وزن سى درهم را از سه صنف درهم حاضر نمايند كه ده درهم آن بوزن ده مثقال و ده درهم ديگر بوزن شش مثقال و ده درهم ديگر بوزن پنج مثقال باشد كه مجموع وزنهاي آن سى درهم بيست و يك مثقال مىشود پس آنها را از سى مجزى نموده و بر سه قسمت نمايند كه هر قسمتي هفت مىشود پس عدد هر ده درهم از سى درهم بوزن هفت مثقال شود پس مىزنى دراهم را بر وزن ده و دنانير را بر وزن هفت مثقال باين معنى كه هر ده درهمى را بوزن هفت مثقال مىزنى و بود دراهم در آن وقت كسرويّه كه آن را بغليّه مىناميدند زيرا كه رأس البغل آنها را براى عمر زده بود به سكَّه كسرويّه در اسلام و نقش شده بود بر آنها صورت ملك كه بر كرسي نشسته باشد و در تحت آن به فارسي نوشته بود كه نوش خور يعني بخور