مشورت ، و در عداد حقوق والى بر رعيّت و يا حقوق رعيّت بر والى شمردن آن ، و همچنين « أشيروا عليّ أصحابي » فرمودنهاى اشرف كاينات صلى اللَّه عليه و آله بر طبق امر الهى - عزّ اسمه - براى چه مطلب بوده ؟ اگر با وجود مقام والاى عصمت و استغناى از تمام عالم در اصابهء واقع ، معهذا به رعايت تحفّظ از خطا و اشتباه چنين اهتمام فرمودهاند و حاشاهم عن ذلك ! پس لازم است كه لا اقلّ براى منع از تجاوزات عمديّه ، اين اساس سعادت را استوار داريم ، و اگر از براى تنزيه سلطنت حقّهء ولايتيّه از مجرّد تشبّه صورى به سلطنتهاى استبداديّهء فراعنه و طواغيت امم و حفظ اساس مسئوليّت و شورويّت آن و تحفّظ بر آن دو اصل طيّب و طاهر « حرّيّت » و « مساوات » آحاد امّت با مقام والاى خلافت بوده - كما هو الظَّاهر بل المتيقّن [1] - پس البتّه لازم است نحوهء سلطنت اسلاميّه را ، اگر چه متصدّى مغتصب باشد ، به قدر قوّه تحفّظ كنيم ، و اگر محض تعليم امّت و از براى سرمشق ولات و قضات و عمّال ، و به غرض التزام آنان به رفتار بر اين نهج و عدم تخلَّف از اين دستور العمل بوده ، پس لازم است تعلَّم كنيم - صلوات اللَّه عليه و على الأطائب من ولده القائمين من بعده - و على كلّ حال زهى اسف و حسرت كه ما ظالمپرستان عصر و حاملان شعبهء استبداد دينى ، چه قدر از مداليل كتاب و سنّت و احكام شريعت و سيرهء پيغمبر و امام خود بىخبريم ؟ ! و به جاى آنكه شوراى عمومى ملَّى را * ( هذِه ِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا ) * [2] بگوئيم ، با اسلاميّت
[1] . س : المتعيّن . [2] . يوسف ، آيهء 65 « اين سرمايهء ماست كه به ما باز پس گردانده شده است » .