سكوت و اعتزال اين دستهء ديگر ، رفته رفته اساس استبداد و استعباد [1] و تحكمات خود سرانه را در اسلام استحكام و حتى سبّ آن حضرت عليه السّلام را هم بر منابر مسلمين رواج داد ، همه شنودند و محض حفظ اعتبار خود و منفعت عاجله بر اين كفر بيّن ، اعانت يا سكوت اختيار نمودند ! شدت حاجت فراعنه و طواغيت اخلافش من الامويّة و العبّاسيّة و اخلافهم المغتصبين الظَّالمين ، در تملَّك رقاب امّت و محو احكام شريعت به آن مساعدت و اين سكوت هر دو رشته [2] را تكميل و به مرور دهور و اعصار و توارد حيل و افكار ، اتّحاد و ارتباط استبداد دينى موروث از امثال عمرو عاص و ابو موسى با استبداد سياسى موروث از معاويه و به هم آميختگى و متقوّم به هم بودن اين دو شعبهء استبداد و استعباد به درجهء مشهوده و حالت حاليّه كه همدستى با ظلمه و طواغيت موجب نفوذ كلمه و مطاعيت ، و مساعدتشان به سكوت و عدم اعانت بر دفع ظلم مايهء زهد فروشى و گرويدن عوام اضلّ از انعام است ، منتهى گرديد و لا بيان بعد العيان و لا أثر بعد عين ، و لنعم ما قيل : < شعر > رگ رگ است اين آب شيرين آب شور در خلايق مىرود تا نفخ صور [3] < / شعر > و مضمون اين بيت از اخبار طينت [4] مأخوذ است .
[1] . س : حذف شده است . [2] . س : دسته . [3] . مثنوى مولوى ، دفتر اول ، بيت 746 . [4] . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 64 ، ص 77 به بعد « عن أبي عبد اللَّه عليه السّلام قال : خلق اللَّه تبارك و تعالى شيعتنا من طينة مخزونه لا يشذّ منها شاذّ و لا يدخل فيها داخل أبدا إلى يوم القيامة » .