responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ادوار فقه ( فارسي ) نویسنده : محمود الشهابي الخراساني    جلد : 1  صفحه : 311


صحبت با وى و آن كه او پدر فرزندان من است . رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گفت :
از ظاهر شرع تو بر وى حرامى و خداى در باب تو چيزى نفرستاد و باشد كه بفرستد و هر كه رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم گفتى : تو بر وى حرامى . او گفتى : « اشكو إلى الله فاقتى و شدة حالى اللَّهمّ انزل على لسان نبيّك ما فيه خلاصى و راحتى » بار خدايا فرو فرست بر زبان پيغمبرت آن چه راحت و خلاصى من در آن باشد . و آن اول ظهار بودى در اسلام .
تا چون آن حال مىرفت عائشه سر رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم مىشست يك نيمه بشسته بود و نيمهء ديگر تمام ناشسته كه آيت آمد به رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم * ( قَدْ سَمِعَ الله قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها . . ) * خداى شنيد قول آن زن كه با تو مجادله و مناظره مىكند در باب شوهرش و حال خود با خداى شكايت مىكند . . آنگه حكم ظهار در ديگر آيت پيدا كرد گفت : « * ( الَّذِينَ يُظاهِرُونَ . . ) * الآيه » « چون رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم از شنيدن وحى فارغ شد كس فرستاد و شوهر او را بخواند ، اوس بن الصامت و آيات بخواند بر وى . . آنگه رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم اوس را گفت : توانى تا برده آزاد كنى ؟ گفت : يا رسول الله مال من اندك است و برده گرانست . رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم گفت : تا دو ماه پيوسته روزه دارى ؟ گفت :
يا رسول الله من اگر روزى يك يا دو بار چيزى نخورم ضعيف شوم و چشمم تاريك شود .
گفت : توانى تا شصت مسكين را طعام دهى ؟ گفت : لا و الله يا رسول الله الا كه تو مرا بر آن يارى دهى . رسول صلَّى الله عليه و آله و سلم گفت : من ترا يارى دهم به پانزده صاع و دعا كنم تا خداى تعالى ترا بركت دهد آنگه پانزده صاع بفرمود تا به او دادند و كار ايشان فراهم آمد . . » در كنز العرفان ، در فائدهء نهم ، كه در ذيل آيات مربوط به ظهار آورده ، پس از نقل حكم كفّاره ، به ترتيبى كه از ابو الفتوح حكايت شده ، و اعتذار اوس از آزاد ساختن بنده و گرفتن روزه و اطعام مساكين و گفتن او كه خودش از همهء مساكين نيازمندتر است

311

نام کتاب : ادوار فقه ( فارسي ) نویسنده : محمود الشهابي الخراساني    جلد : 1  صفحه : 311
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست