چنين آورده است « و روايتى ديگر از عبد الله عباس آن است كه طعمة بن ابيرق درعى از كسى بدزديد و آن درع در انبانى بود كه در آنجا پارهء سبوس بود آن انبان پاره سوراخ كرد تا در راه آن سبوس مىريخت آنگه انبان بياورد و بر در سراى زيد بن السّمير اليهودي بنهاد و درع برگرفت و به خانهء خود برد . چون بامداد بود خداوند درع طلب درع كرد نيافت از سراى بيرون آمد سبوس ريخته بود بر اثر برفت و پى بدر سراى زيد بن السّمير اليهودي برد و او را بگرفت و پيش رسول آورد . رسول همت آن كرد كه آن جهود را دست ببرد خداى تعالى اين آيت فرستاد » . اين قضيه به چند صورت ديگر نيز نقل شده كه نقل آنها در اينجا ضرورت ندارد . بهر جهت چنان كه پيش هم گفتيم از آخرين جملهء عبارت منقول از ابو الفتوح « رسول همت آن كرد كه آن جهود را دست ببرد » چنان استظهار مىشود كه حكم قطع يد پيش از اين واقعه صادر شده بوده است كه پيغمبر به استناد آن همت كرده يعنى مىخواسته است دست آن جهود را ببرد . از كتاب فوائد العلماء اين عبارت نقل شده [1] « و اوّل من قطع فى الاسلام من الرجال ، الجبّار بن عدىّ بن نوفل بن عبد مناف و من النساء مرّة بنت سفيان بن عبد الاسد من بنى مخزوم . و يستحبّ تعليق يد المقطوع فى عنقه ساعة ، لما روى انّ النّبي اتى بسارق فقطع يده ثمّ امر بها فعلَّقت فى عنقه »
[1] - از جنگى خطى كه مولف آن حاج محمود نامى از شاگردان مجلسى و مردى فاضل و متتبع بوده نقل شد .