از على عليه السلام ، بمفاد دستور يافتن آدم ابو البشر بر روزه گرفتن سه روز ( 13 - 14 - 15 ) از هر ماه ، نقل كرده و اين عبارت را آورده « بعضى ديگر از مفسران گفتند خداى تعالى در بدايت شرع روزهء عاشورا و روزهء ايام البيض فريضه كرده بود چون روزهء ماه رمضان بفرمود تخفيف كرد و آن را برداشت » چنين گفته است : « و حسن بصرى و جماعتى ديگر گفتند : حق تعالى ترسايان را فرمود كه ماه رمضان روزه دارند ايشان را سخت مىآمد در گرما گرم روزه داشتن . علماء ايشان جمع شدند و رأى زدند و روزه با فصل ربيع افكندند و ده روز بيفزودند در او پس از آن پادشاهى بود او را دهن به درد آمد در روزه هفت روز بيفزود روزهء ايشان چهل و هفت روز گشت . « پس از آن پادشاهى ديگر پديد آمد گفت اين روزه را تمام عقد بايد كردن سه روز ديگر بيفزود پنجاه روز شد اكنون هنوز روزهء ترسايان پنجاه روز است . مجاهد گفت : سالى ايشان را و باء رسيد ايشان به تقرّب ، در روزه ده روز بيفزودند پيش از ماه رمضان و ده روز پس از ماه رمضان تا روزهء ايشان پنجاه روز گذشت . شعبى گفت : خداى تعالى ترسايان را سى روز روزه فرمود قرنى كه از پس ايشان آمدند دو روز زياده كردند يك روز پيش از ماه و يك روز پس از ماه و همچنين هر قرنى ( شايد قرن سى ساله مراد باشد ) در روزه بيفزودند تا تمام پنجاه گشت » . از آياتى كه ( علاوه بر آيات ياد شده ) بر وجود اصل و سنخ روزه در شرائع سالفه دلالت دارد آيهء 27 از سورهء مريم است آنجا كه به او دستور داده شده كه اظهار روزه داشتن بنمايد به اين مضمون * ( فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا ) * روزه در اسلام ، به اعتبار علل و اسباب شرعى ، اقسامى پيدا كرده است كه در كتب فقهى ياد شده يكى از اقسام واجب ، كه مهمترين همهء اقسام و محل كلام در اين مقام مىباشد . همان روزهء ماه رمضان است .