مسأله 1948 - مسافرى كه خرجى او تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و خود او هم در معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مىتواند زكات بگيرد . ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فراهم كند . فقط به مقدارى كه به آنجا برسد ، مىتواند زكات بگيرد . مسأله 1949 - مسافرى كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد ، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد ، بايد بنابر احتياط لازم آن را به حاكم شرع بدهد ، و بگويد : آن چيز زكات است . شرائط كسانى كه مستحق زكاتند مسأله 1950 - كسى كه زكات مىگيرد بايد شيعه دوازده امامى باشد و اگر انسان كسى را شيعه بداند و به او زكات بدهد ، بعد معلوم شود شيعه نبوده ، بايد دوباره زكات بدهد . مسأله 1951 - اگر طفل يا ديوانهاى از شيعه فقير باشد ، انسان مىتواند به ولى او زكات بدهد ، به قصد اين كه آنچه را مىدهد ملك طفل يا ديوانه باشد . مسأله 1952 - اگر به ولى طفل و ديوانه دسترسى ندارد ، مىتواند خودش يا بوسيله يك نفر امين زكات را به مصرف طفل يا ديوانه برساند و بايد موقعى كه زكات به مصرف آنان مىرسد نيت زكات كند . مسأله 1953 - به فقيرى كه گدائى مىكند ، مىشود زكات داد ولى به كسى كه زكات را در معصيت مصرف مىكند ، نمىشود زكات داد . مسأله 1954 - به كسى كه معصيت كبيره را آشكارا بجا مىآورد ، احتياط واجب آنست كه زكات ندهند .