نام کتاب : الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي ) نویسنده : محمد سرور الدين جلد : 1 صفحه : 9
چون آنچه با منست بهتر از آنها است كه با تو مىباشد . گفت با شما چيست : ؟ امام ( ع ) فرمود با من اينست كه گرمى را با سردى وسردى را با گرمى رطوبت را با خشكى و يبوست را با مرطوبى معالجه مىكنم ونتيجه كار را بخدا باز مىگذارم وآنچه را كه رسول الله فرموده بكار بندم . طبيب گفت آن چيست ؟ امام ( ع ) فرمود آنست كه فرمود شكم خانه هر بيمارى وپرهيز سر هر درمانست وبدن را از آنچه بآن معتاد شده محروم ميسازيد طبيب گفت مگر طب غير از اينها است ؟ امام ( ع ) لابد گمان مىكنى من اينها را از كتابهاى طب آموختهام ؟ طبيب : غير از اين گمان نمىبرم امام ( ع ) : نه بخدا قسم جز از خداوند از ديگرى تعليم نگرفتهام ، اكنون بگو از من وتو كداميك در فن طبابت داناتريم ؟ طبيب چه عرض كنم ولى كار من طبابت است وشايد من عالم تر باشم . امام ( ع ) اجازه ميدهيد چيزهائى از شما سؤال كنم طبيب بپرسيد اگر بدانم جواب مىگويم امام ( ع ) چرا سر آدمى داراى مفصلها است ويك پارچه نيست ؟ طبيب - نمىدانم . امام ( ع ) - چرا پيشانى مانند روى سراز موى پوشيده نيست ، چرا در پيشانى خطوط مختلفى كشيده شده ، چرا ابرو بالاى چشم قرار گرفته است ، چرا چشم را بشكل لوزى ساختهاند ، چرا بينى ميان دو چشم قرار دارد ، چرا سوراخ بينى را بزير آن قرار دادهاند ، چرا لب وآبخوره را روى دهان مقرر كردهاند ؟ چرا دندان جلو تيز است ودندان هاى آسيا پهن وانياب دراز چرا مرد ريش در مىآورد ؟ چرا كف دست وپا مو ندارد ، چرا ناخن ومو روح ندارد ، چرا دل ( قلب ) صنوبرى شكل است ، چرا ريه بدو قسمت ساخته شده ودر جاى خود متحرك است چرا كبد محدب است ( مانند كيسه لاستيكى آب ) ، چرا كليه مانند لوبيا ساخته شده ؟ چرا درون كاسه زانو بسمت عقب است ؟ چرا ميان كف پاگود است و بزمين نمىچسبد ؟ طبيب در جواب همه اين سئوالها گفت : نمىدانم . امام ( ع ) فرمودند ولى من بفضل خداوند بحكمت همه اينها آگاهم طبيب عرض كرد : بفرمائيد استفاده كنم . حضرت فرمودند : خداوند عالم سر را يك پارچه نيافريد بلكه از قطعات مختلف تركيب نمود وشكافها برايش قرار داد تا صدا آنرا نيازارد ، موى را بالاى سررويانيد
9
نام کتاب : الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي ) نویسنده : محمد سرور الدين جلد : 1 صفحه : 9