responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي ) نویسنده : محمد سرور الدين    جلد : 1  صفحه : 17


مگر اينكه بمقدار يك نى ( مثلا يك متر ونيم ) با او فاصله داشته باشد .
جذام دوگونه است : جلدى - عصبى ، جلدى در مخاط بينى ودهان وحنجره پيدا مىشود ، زبان ولوزتين را بزرگ مىكند ، پوست بدن وصورت را جمع مىنمايد وگاهى در غضروف بينى افتاده ، آنرا مىخورد واز بين مىبرد . جذام عصبى در پى دست وپا افتاده آنرا بى حس مىكند بطوريكه آسيب ببيند ودرد را نفهمد . بسوزد وملتفت نشود ، گاهى در عضلات افتاده ابتدا ايجاد درد مىكند بعدا حس درد را از بين مىبرد .
مثلا در پلك چشم افتاده آنرا كوتاه كرده ، چشم درست با او بسته نمىشود . گاهى در غدد تناسلى مرد وزن افتاده بيضه مرد را متورم ميسازد وقاعده زنان را نامرتب ساخته تخمدان - ها را صلب كرده ، آنها را نازا مىكند وگاهى در رحم افتاده رحم را مجروح ميسازد و طفل را مصدوم مىكند .
جذام چون در بينى افتاد ، ابتدا ايجاد زكام مىكند ولذا در جلد چهاردهم بحار الانوار از رسول الله صلى الله عليه وآله نقل شده كه فرمودند : ( ما من انسان الاوفى رأسه عرق من - الجذام فيبعث الله ثمة عليه الزكام فيذيبه ) يعنى در سر هر كسى رگى از جذام پيدا مىشود خداوند زكام را بر بيمار مسلط مىكند تا جذام را آب كند . بارى جذام بيمارى خطرناكى است كه امام صادق ( ع ) مىفرمايد : بآنها كمتر نظر كنيد ونزد ايشان نرويد وچون برايشان بگذريد تند رد شويد .
در طب جديد ، دانشمندان باكتريولوژى ( مىكرب شناسى ) ثابت كرده‌اند كه ميكرب جذام بمسافت يك مترونيم كه از مجذوم فاصله داشته باشد ، در هوا ضعيف وكم است ودرباره بيماران سل نيز همينطور معتقدند . يك دانشمند فرانسوى مىگويد : بر خلاف آنچه پاستور تصور مىكرد ميكروب كوچكترين موجود زنده نيست بلكه خود مىكرب از موجودات ذره بينى ديگرى تركيب مىشود كه آنها را ( ميوروزيما ) ناميده‌اند اين ذرات در موقعيكه سلول هاى تن ، درست كار مىكنند صدمه به بدن نمىرسانند بلكه با سلولهاى ديگر همكارى مىكنند ولى همينكه اختلالى در مزاج پيدا شد ، موقع را غنيمت شمرده دسته بدسته بانقلاب ميپردازند .

17

نام کتاب : الطب الكبير يا فرشته نجات ( فارسي ) نویسنده : محمد سرور الدين    جلد : 1  صفحه : 17
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست