responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري    جلد : 1  صفحه : 405


سئوالاتى فقهى پرسيده ، كه با جوابها ضمن مجموعه‌اى مورخ 984 به خط احمد بن رفيع طريحى موجود است .
32 - سيد نصر اللّه حائرى شهيد وى فرزند سيد حسين فرزند سيد اسماعيل موسوى فائزى ، مدرس كربلا و از اعيان علما بوده در اجازه كبيره با تجليل و تعظيم و تبجيل و تفخيم ، و به نقل از آنجا ، در روضات الجنات : 727 و الكواكب المنتثرة : 775 و شهداء الفضيلة : 215 و أعيان الشيعة 49 : 147 و مقدمه ديوان وى و جاهاى ديگر ياد شده . بعضى از اهل سنت هم او را با عظمت ياد كرده‌اند .
صاحب اجازه كه معاصر او بوده ضمن ستايش وى فرموده « آيتى بود در فهم و خوش ذهنى و سليقه نيكو و حسن تقرير و فصاحت تعبير ، مورد پسند دشمن و دوست . . . در سال 1142 به شهر ما ( شوشتر ) آمد . . . و بعد از آن او را در قم ديدم كه استبصار را درس مى گفت و عده زيادى از طلاب و ديگران در درس او حاضر مى شدند كه شيفته بيان او بودند . . . و علاقه به جمع آورى كتاب داشت . و هنگامى كه به مشهد امام رضا ( عليه السلام ) رفت بين او و ملا رفيع گيلانى [1] اختلاف و كدورت افتاد . . .



[1] ملا رفيع يا محمد رفيع فرزند فرج ( با جيم ) مشهور به ملا رفيعا گيلانى مقيم مشهد مقدس ، دانشمندى عظيم الشأن بوده كه در ميان انشمندان ، كمتر كسى به خوشگذرانى وتوفيق وثروت و عزت او ديده شده . حدود صد سال عمر كرد وتقيه شديد مى نمود ، تا جائيكه بعضى از عوام وحتى خواص ، او را متهم به تسنن كردند ، ولى در اجازه كبيره او را با احترام ياد كرده وفرموده از تهمتها برى بوده است ، در فوائد الرضوية 2 : 535 به عنوان رفيع بن فرج ومحمد رفيع بن فرج ترجمه اش نموده اما در اواخر ترجمه ، او را به محمد رفيع بن مؤمن جيلى مذكور در بحار اشتباه كرده است . در لؤلؤة البحرين : 90 هم مذكور است و در پاورقى شرح حالش را نوشته ، اما دچار اشتباهاتى شده ، زيرا او را با ميرزا رفيعاى نائينى مذكور در سلافة العصر اشتباه كرده و نام پدرش را ( فرّخ ) نوشته و گفته با تشديد راء و خاء است . گويا از خاتمه مستدرك : 395 برداشته كه غلط چاپى است . زيرا در برخى از اشعارش تصريح به نام پدر خود كرده از آن جمله در تخميسى كه در منقبت چهارده معصوم ( عليهم السلام ) دارد چنين گفته : خوشا حال كسى كو چاكر صاحب زمان باشد * ز لطف شاه مردان در دو عالم در امان باشد ( رفيعاى فرج ) چون مادح شاه جهان باشدچه * غم دارد به عقبى چون يكى از چاكران باشد و غزلى دارد كه مطلعش : روح مقدس همه در سوى تو * خاك نشينان سر كوى تو و آخرش چنين است : بنده تو هست ( رفيع فرج ) * ورد زبان حمد و ثنا گوى تو و مخمسى دارد در مدح امير مؤمنان ( عليه السلام ) : دلا از خود چه مى ترسى امام رهبرى دارى * ز خاك پاى قنبر بر سر خود افسرى دارى ز مهر خواجه اش بر دل تو نور انورى دارى * مترس از اژدر سر كش كه همچون حيدرى دارى كه چون شير خدا اى دل امام سرورى دارى در آخرش فرموده : ( رفيعاى فرج ) را گر چه از عصيان ، گران بار است * ز خوف معصيت ، دائم به درد و غم گرفتار است نمى ترسد ز دوزخ ليك خوف او ز جبار است * خطاب آيد ورا از حق حسابت نزد كرّار است كه چون از خاك درگاه على تاج سرى دارى

405

نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري    جلد : 1  صفحه : 405
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست