نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 399
و در حاشيه ، نوشته « پدرش در مكه معظمه از پدرم سيد نور الدين اجازه خواست » . و در ذيل ترجمه سيد رضى الدين فرموده « شنيدم از پدرم طاب ثراه [1] كه پدرش سيد محمد را تعريف و تمجيد مى نمود و به خوش ذهنى و تتبع در كتب خاصه و عامه مى ستود . و از مؤلفات او در فقه و كلام را ديدهام ، كه دلالت بر علم كثير و فضل عزيز او دارد » در فهرست كتابخانه مركزى دانشگاه 10 : 1993 حاشيه وى را بر مناسك حج فاضل هندى ، بنام ( اظهار ما عندى بمنسك الفاضل الهندى ) ياد كرده ، و گفته ، آن را در حيات فاضل هندى نوشته و اشاره به ( الحسام المطبوع من المعقول و المسموع ) خود كرده است . در نزهة الجليس 1 : 140 كه تأليف سيد عباس ، نوه سيد نور الدين عاملى [2] است او را ستوده و عموى خود خوانده و مقدارى از اشعارش را آورده و گفته وفاتش در روز دوشنبه 2 - ذ ح - 1139 بوده و مؤلفاتش را نامبرده كه از آن جمله است : تنبيه وسن العين . اين كتاب را در الذريعة 4 : 449 نوشته و آن را از سيد محمد بن حيدر ، نوه سيد نجم الدين و پدر سيد رضى الدين دانسته و فرموده نسب او تا امام ( عليه السلام ) در آن
[1] عبارت اجازه « وسمعت والدي طاب ثراه » تا آخر را در الكنى والألقاب 2 : 299 نقل كرده . در لؤلؤة البحرين : 106 و أعيان الشيعة 44 : 318 هم نقل كردهاند ، اما بجاى ( طاب ثراه ) ( اطال اللّه بقاءه ) نوشتهاند كه غلط است ، زيرا هنگام تاليف اجازه ( 1168 ) سيد نور الدين پدر صاحب اجازه در قيد حيات نبوده و وفاتش در 1158 بوده است . [2] مذكور در صفحه 264 .
399
نام کتاب : نابغه فقه و حديث ، سيد نعمت الله جزائري نویسنده : سيد محمد جزائري جلد : 1 صفحه : 399