{{صورتی:«بَحيره»}} به حيوانى مىگفتند كه پنج بار زاييده بود و پنجمين آنها ماده- و به روايتى
نر- بود؛ گوش چنين حيوانى را شكاف وسيعى مىدادند، و آن را به حال خود آزاد
مىگذاشتند و از كشتن آن صرفنظر مىكردند.
{{صورتی:«بحيره»}} از مادّه{{صورتی: «بحر»}} به معناى وسعت و گسترش است، و اين كه عرب دريا را بحر مىگويد، به خاطر وسعت
آن است. و اين كه{{صورتی: «بحيره»}} را به اين نام مىناميدند به خاطر شكاف وسيعى بود كه در گوش آن ايجاد
مىكردند. [2]
'''بخس:'''
{{(آیه):وَ لا تَبْخَسُوا
النَّاسَ}}
{{صورتی:«بخس»}} به معناى كم گذاردن حقوق افراد و پايين آمدن از حدّ است، به گونهاى كه موجب
ظلم و ستم گردد.
و اين كه، به زمينهايى كه بدون آبيارى زراعت مىشود «بَخْس» گفته مىشود، به
همين علت است كه آب آن كم است (تنها از باران استفاده مىكند) و يا آن كه محصول آن
نسبت به زمينهاى آبى كمتر مىباشد.
و اگر به وسعت مفهوم اين جمله نظر بيافكنيم، دعوتى است به رعايت همه حقوق فردى
و اجتماعى براى همه اقوام و همه ملتها،{{صورتی: «بخس
حق»}} در هر محيط و هر عصر و زمان، به شكلى ظهور
مىكند، و حتى گاهى در شكل كمك بلا عوض؛ و تعاون و دادن وام (همانگونه كه روش
استثمارگران در عصر و زمان ما است).
بعضى نيز گفتهاند:{{صورتی: «بَخْس»}} اشاره به اين است كه چيزى از «حسنات» آنها كاسته نمىشود.
بعضى نيز «بَخْس» را ناظر به كمبود «حسنات» دانستهاند. [3]
'''بُخْل:'''
{{(آیه):وَ أَمَّا مَنْ
بَخِلَ}}
{{صورتی:«بُخْل»}} در سوره{{صورتی: «ليل»}} نقطه مقابل{{صورتی: «اعطاء»}} است كه در گروه سخاوتمندان سعادتمند بيان شد،{{صورتی: وَ اسْتَغْنى:}} «بى نيازى بطلبد». يا
بهانهاى است براى بخلورزيدن، و وسيلهاى است براى ثروت اندوختن. يا اشاره به اين
است كه او خود را از پاداشهاى الهى بى نياز مىشمرد.
بر عكس گروه اول كه چشمشان دائماً به لطف خدا است. و يا خود را از اطاعت
پروردگار مستغنى مىبيند و دائماً آلوده گناه هستند. از ميان اين تفسيرهاى
سهگانه، تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد، هر
[1]سوره انعام: 59؛[https://lib.eshia.ir/27575/5/335/بُخْل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج5، ص335.]؛سوره روم: 41؛[https://lib.eshia.ir/27575/16/475/بُخْل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج16، ص475.]
[2]سوره مائده: 103؛[https://lib.eshia.ir/27575/5/131/بَحيره مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج5، ص131.]؛سوره يونس: 59؛[https://lib.eshia.ir/27575/8/398/بَحيره مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج8، ص398.]