نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 561
انسانهاى نمونهاند.
اين واژه نخست در وزنهاى مادّى به كار رفته، پس از آن در موازين و مقياسهاى
معنوى نيز استعمال شده است.
بعضى معتقدند: اعمال انسان در روز قيامت به صورت موجودات جسمانى و قابل وزن
درمىآيد، و راستى آنها را با ترازوهاى سنجش اعمال مىسنجند.
اين احتمال نيز داده شده كه: خودِ نامه اعمال را وزن مىكنند، اگر اعمال صالحى
در آن نوشته شده است، سنگين است و گرنه سبك وزن، يا بى وزن است. ولى، ظاهراً نيازى
به اين توجيهات نيست، ميزان حتماً به معناى ترازوى ظاهرى كه داراى كفههاى مخصوص
است نمىباشد، بلكه به هر گونه وسيله سنجش اطلاق مىشود. [1]
'''مَواطِن:'''
{{(آیه):في مَواطِنَ
كَثيرَةٍ}}
{{صورتی:«مَواطِن»}} جمع{{صورتی: «مَوْطِن»}} به معناى محلى است كه انسان براى اقامت دائمى يا موقت انتخاب مىكند. ولى يكى
از معانى آن ميدانهاى جنگ مىباشد به تناسب اين كه جنگجويان مدتى كوتاه يا طولانى
در آن اقامت مىكنند. [2]
'''مَوالِى:'''
{{(آیه):وَلِكُلٍّ
جَعَلْنَا مَوالِيَ}}
{{صورتی:«مَوالِى»}} جمع{{صورتی: «مولى»}} در اصل، از مادّه{{صورتی: «ولايت»}} به معناى ارتباط و اتصال است، و به تمام افرادى كه با
يكديگر به نوعى ارتباط دارند، اطلاق مىشود، منتها در پارهاى از موارد به معناى
ارتباط «سرپرست» با «پيروان» مىباشد و در آيه فوق به معناى «وارثان» است.
مفسران براى آن معانى متعددى ذكر كردهاند:
بعضى آن را در اينجا به معناى دوست، و بعضى به معناى غلام آزاد شده
دانستهاند، (زيرا بعضى از پسرخواندهها بردگانى بودند كه خريدارى مىشدند، سپس
آزاد مىگشتند و چون مورد توجّه صاحبانشان بودند آنها را به عنوان پسر خويش
مىخواندند). توجّه به اين نكته نيز لازم است كه: تعبير{{صورتی: «مولا»}} در اين گونه موارد- كه طرف برده آزاد شده بود-
از اين جهت بود كه آنها بعد از آزادى، رابطه خود را با مالك خود حفظ مىكردند،
رابطهاى كه از نظر حقوقى در پارهاى از جهات، جانشين خويشاوندى مىشد و از آن،
تعبير به{{صورتی: «ولاء عتق»}} مىنمودند. لذا، در روايات اسلامى مىخوانيم:{{صورتی: «زيد بن حارثه»}} بعد از آن كه پيامبر صلى
الله عليه و آله او را آزاد كرد، به عنوان «زيد بن محمّد» خوانده مىشد، تا اين كه
قرآن نازل شد، و دستور