نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 485
«ملائكة» در آيه قبل نيز به صورت جمع
آمده است (مگر اين كه كلمهاى در تقدير گرفته شود).
{{صورتی:«لقاء»،}} گاه به معناى هر گونه ملاقات، استعمال مىشود، و گاه به معناى روبرو شدن در
ميدان جنگ، و در قرآن مجيد نيز در هر دو معنا به كار رفته، و آيه مورد بحث ناظر به
معناى دوم است. [1]
'''لقاء اللَّه:'''
{{(آیه):يَرْجُوا لِقآءَ
اللَّهِ}}
در اين كه: منظور از{{صورتی: «لقاء اللَّه»}} (ملاقات پروردگار) چيست؟ بعضى، آن را به معناى ملاقات
فرشتگانِ پروردگار، و بعضى، به معناى ملاقاتِ حساب و جزاء، بعضى، به ملاقاتِ حكم و
فرمان حق، و بعضى آن را كنايه از قيامت و رستاخيز دانستهاند، در حالى كه دليلى
ندارد، آيه را به اين معانى مجازى تفسير كنيم. بايد گفت: لقاى پروردگار در قيامت،
نه يك ملاقات حسى است كه يك لقاى روحانى و يك نوع شهود باطنى است؛ چرا كه در آنجا
پردههاى ضخيم عالم ماده از مقابل چشم جانِ انسان كنار مىرود، و حالت شهود به
انسان دست مىدهد. به گفته{{صورتی: «علامه
طباطبايى»}} (ره) در «الميزان»:
منظور از «لقاء اللَّه» آن است: بندگان در موقفى قرار مىگيرند كه حجابى ميان
آنها و پروردگارشان نيست؛ زيرا طبيعتِ روز قيامت، ظهور حقايق است چنان كه قرآن
مىگويد:{{صورتی: وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ
الْمُبِينُ:}} «آن روز خواهند دانست كه خدا، حق آشكار است». [2]
'''لِقاءِ رَبِّهِمْ:'''
{{(آیه):بِلِقآءِ
رَبِّهِمْ لَكَافِرُونَ}}
تعبير به{{صورتی: «لِقاءِ رَبِّهِمْ»،}} اشاره به قيامت و رستاخيز است، كه در آنجا حجابها كنار مىرود و انسان با
شهود باطنى خدا را به عظمت مىشناسد. [3]
'''لَقِيْتُمْ:'''
{{(آیه):ا إِذا لَقيتُمُ
الَّذينَ كَفَرُوا}}
{{صورتی:«لَقِيْتُمْ»}} از مادّه{{صورتی: «لِقاء»}} به معناى اجتماع و رو به رو شدن است، ولى در بسيارى از موارد به معناى رو به
رو شدن در ميدان جنگ آمده است.
«لَقِيْتُم» در اين گونه موارد (سوره
محمّد)، به معناى «جنگ» است، قرائن متعددى در خود اين آيه، مانند مسأله «اسارت
اسيران» و واژه «حرب» (جنگ) و «شهادت در راه خدا» كه در ذيل آيه آمده است، گواه بر
اين معنا است. [4]
[1]سوره احزاب: 44؛[https://lib.eshia.ir/27575/17/385/%%% مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج17، ص385.]؛سوره محمّد: 4؛[https://lib.eshia.ir/27575/21/416/%%% مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج21، ص416.]