نام کتاب : لغات در تفسير نمونه نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 1 صفحه : 304
'''سَوَّل:'''
{{(آیه):سَوَّلَ لَهُمْ وَ
أَمْلى لَهُمْ}}
{{صورتی:«سَوَّل»}} از مادّه{{صورتی: «سؤل»}} (بر وزن قفل) به معناى حاجتى است كه نفس آدمى نسبت به آن حريص است. [1]
'''سَوَّلْتَ:'''
{{(آیه):قالَ بَلْ سَوَّلَتْ
لَكُمْ}}
{{صورتی:«سَوَّلْتَ»}} از مادّه{{صورتی: «تسويل»}} به معناى «تزيين» مىباشد، گاهى آن را به معناى «ترغيب» و گاهى به معناى
«وسوسه كردن» تفسير كردهاند، كه تقريباً همه به يك معنا باز مىگردد، يعنى هواهاى
نفسانى شما اين كار را براى شما زينت داد. [2]
'''سَوّى:'''
{{(آیه):الَّذي خَلَقَ
فَسَوّى}}
{{صورتی:«سَوّى»}} از مادّه{{صورتی: «تسويه»}} به معناى نظام بخشيدن و مرتب نمودن است و مفهوم گستردهاى دارد كه تمام
نظامات جهان را شامل مىشود، اعم از نظاماتى كه بر منظومهها و كواكب آسمان حاكم
است، و يا آنچه بر مخلوقات زمينى، مخصوصاً انسان از نظر جسم و جان؛ و اين كه بعضى
از مفسران آن را تنها به نظامِ خاصِ دست و پا و چشمهاى انسان، و يا راست قامت
بودن او تفسير كردهاند، در حقيقت بيان مصداق محدودى از اين مفهوم وسيع است. [3]
'''سُوءَ الْعَذابِ:'''
{{(آیه):سُوءَ الْعَذابِ}}
{{صورتی:«سُوءَ الْعَذابِ»}} اگر چه به معناى «مجازات بد» است، ولى چون مجازات بد،
مجازاتى است كه در نوع خود شديد و فوقالعاده دردناك باشد، بسيارى از مفسران آن را
به «مجازات شديد» تفسير كردهاند. [4]
'''سَيِّئات:'''
{{(آیه):يَمْكُرُونَ
السَّيِّئاتِ}}
{{صورتی:«سَيِّئات»}} در آيه فوق، همه زشتىها و بدىها را اعم از بدىهاى عقيدتى يا عملى شامل
مىشود. [5]
'''سَيِّئَة:'''
{{(آیه):الْحَسَنَةُ وَ
لَا السَّيِّئَةُ}}
{{صورتی:«سَيِّئَة»}} به معناى گناه و بدى مفهوم وسيعى دارد، كه هر گونه انحراف و زشتى و عذاب در
مفهوم آن خلاصه شده است، ولى جمعى از مفسران،{{صورتی: «سيئة»}} را به معناى «شرك و كفر»، بعضى آن را به
«اعمال قبيح»، و بعضى به معناى «غضب و جهل و خشونت و انتقامجوئى» تفسير كردهاند
ولى تفسير اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد. [6]
[1]سوره محمّد: 25؛[https://lib.eshia.ir/27575/21/491/سَوَّل مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج21، ص491.].
[2]سوره يوسف: 18؛[https://lib.eshia.ir/27575/9/415/سَوَّلْتَ مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج9، ص415.].
[3]سوره أعلى: 2؛[https://lib.eshia.ir/27575/26/399/سَوّى مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج26، ص399.].